هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق قایقی در طلب موج به دریا زد و رفت عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم شمع روشن شد و پروانه به آتش پیوست پیله رنج من ابریشم پیراهن شد آی انسان تو بدانکه خدا منتظر است و نرفتن پی آغوش خدا بی مهریست و تو بی مهر تر از حادثه تلخ سکوت دور از آغوش خدا خواهی مرد
هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق
باید از مرگ نترسید، اگر باید عشق
شاید این بوسه به نفرت برسد، شاید عشق
می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق
شمع حق داشت، به پروانه نمی آید عشق
نظرات شما عزیزان:

خیلی راحت...
